قالب شعر: {قالب شعر:35}
دوباره، عشق جاری شد، میانِ من؛ میانِ تو
سرای بیقراری شد، نهانِ من؛ نهانِ تو
سرای بیقراری شد، نهانِ من؛ نهانِ تو
درونِ عشق، میسوزد، سراپای وجودِ من
جنونِ شوق میجوشد، میانِ بازوانِ تو*
دلت با دستگاهِ مهربانیها، هماهنگ است
سرودِ مهر میخواند، نوای بس، روانِ تو
به گوشم میرسد، با شور، آوازی جنونآمیز
سراسر، موجِ جان است آن، صدای نغمهخوانِ تو
کتابی ناب را ماند، دلو، ژرفای احساست
وَ میآموزد عشقی پاک، فرهنگِ زبانِ تو
اگر روزی بمانم، در جنونِ معنی مهرت
شود تعبیر، نبضِ جان، به دستِ مهربانِ تو
میانِ جدولِ سرشار، از گلواژههایی ناب
معمّای محبّت، میشود حل، با بیانِ تو
دوباره، میکنم تکرار، حرفِ نبضِ جانم را
نفسزا میشود، این کار، با مهرِ عیانِ تو
درونِ دستهایت، زندگی دارد، سرورِ دل
تمامِ حسّ جان مانده، میانِ بازوانِ تو*
پرانتز باز کن، دستانِ مهرت را، برای من
که تا، احساس گیرم، از صفای بیکرانِ تو
زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)
*…*…*…*…*…*…*…*
پ. ن:
آوردنِ حروف قافیهی «ان» در واژهی «بازوان» و نیز تکرار قافیهی «بازوان» آگاهانه است؛ اینگونه قافیهها و نیز اینگونه تکرارها بدعت نیست و در اشعار استادان سخن پارسی؛ بهویژه سعدی نیز وجود دارد؛ علاوه بر این، همانگونه که در انتهای غزل نیز بهطور ضمنی اشاره شده، تکرارِ بودن، در حصارِ بازوانِ محبوب؛ مانند تکرارِ نفس، زندگیبخش است.
*…*…*…*…*…*…*…*
پ. ن:
آوردنِ حروف قافیهی «ان» در واژهی «بازوان» و نیز تکرار قافیهی «بازوان» آگاهانه است؛ اینگونه قافیهها و نیز اینگونه تکرارها بدعت نیست و در اشعار استادان سخن پارسی؛ بهویژه سعدی نیز وجود دارد؛ علاوه بر این، همانگونه که در انتهای غزل نیز بهطور ضمنی اشاره شده، تکرارِ بودن، در حصارِ بازوانِ محبوب؛ مانند تکرارِ نفس، زندگیبخش است.
*…*…*…*…*…*…*…*

