مهروماه
•~•~•~•~•
دل بردی از من به ترفند ، ای مهر و ماه سمرقند
دیگر دلم نیست خرسند ، چون بلبلی مانده در بند
..
من عاشق یک نگاهت ، دل بسته بر روی ماهت
دردم ز چشم سیاهت ، درمان ز ابروی پیوند
..
می سوزم از تب شبانه ، می ننگری سمت خانه
می گیرد این دل بهانه ، روی تو و قند لبخند
..
دستم به موی تو لایق ، پایم به کوی تو شایق
هستی برایم شقایق ، هستم برایت دماوند
..
چون رود و چشمه زلالی ، جاری بشو این حوالی
همچون سهیلی به سالی ، پیدا نباشی تو یک چند
..
شد گیسوت دسته دسته ، مهرت به قلبم نشسته
جانم به جان تو بسته ، جان تو و جان فرزند
..
چون تو ندیدم به مانند ، برخود ببند یک نظر بند
یکتا شدی چون خداوند ، لازم نباشد به سوگند
….
حاجی اکبری


