چقدر أرزو و حيف! و آه و كاش! كنيم
بيا براى رسيدن بهم تلاش كنيم
زمين به زهره بدوزيم و ماه بر خورشيد
تمام عرش خدا را پر از خراش كنيم
چه نغذ گفته بزرگى كه خربزه آب است
براى قوت خود انديشه لواش كنيم
به آب و اتش دنيا زنيم و پيش رويم
كه راه باز بسوى پل معاش كنيم
براى وصل فراهم كنيم مايحتاج
موانع سر ره محو و آش و لاش كنيم
اگر نبود زمانى خورشت و مرغ و پلو
بسنده خويش به نان و پنير و آش كنيم
به سعى و كوشش و جهد و تلاش، فاصله را
ز حدّ كوه كنونى بقدر ماش كنيم
به پايمردى و اقدام و خواستن مهدى،
كويرها همه گل ميشود، تلاش كنيم
بيا براى رسيدن بهم تلاش كنيم
زمين به زهره بدوزيم و ماه بر خورشيد
تمام عرش خدا را پر از خراش كنيم
چه نغذ گفته بزرگى كه خربزه آب است
براى قوت خود انديشه لواش كنيم
به آب و اتش دنيا زنيم و پيش رويم
كه راه باز بسوى پل معاش كنيم
براى وصل فراهم كنيم مايحتاج
موانع سر ره محو و آش و لاش كنيم
اگر نبود زمانى خورشت و مرغ و پلو
بسنده خويش به نان و پنير و آش كنيم
به سعى و كوشش و جهد و تلاش، فاصله را
ز حدّ كوه كنونى بقدر ماش كنيم
به پايمردى و اقدام و خواستن مهدى،
كويرها همه گل ميشود، تلاش كنيم
شاعر مهدی رستادمهر
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو










