فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 28 تیر 1403

من دانم تو بوسه چه لذتی دارد

منوچهر منوچهری(بیدل)

نشد عالم پدیدار از بهر شادی
که شادی با غم ر نج است دمساز
ببین پروانه را در گرد آن شمع
توهم مانند او میسوز می ساز
——————————
از لعل لبت بوسه چه لذتی دارد
خوش آنکه از آن نصیب و قسمتی دارد
صد جان بدهم برای یک بوسه ی تو
من دانم تو بوسه چه قیمت دارد
—————————–

چه میشد گرتو با ما می نشستی
وزین یگانه مردم می گسستی
چه میشد می زدی یک جرعه با ما
شبی هم توبه ات را مشکستی
——————————————————————————–

گلزار بهار من توئی تو
آرام قرار من توئی تو
روزم بود از رخ تو روشن
ماه شب تار من توئی تو
————————–
فدای آن دو چشم می پرستت
دلم می خواد بگیرم می زدستت
بنوشانم بتو می تا صحر گه
که خواب آلوده گردد چشم مستت
————————–

بخش دو بیتی | پایگاه  خبری شاعر


منبع: سایت شعر ایران