معشوق یکتا
گر آن معشوق یکتایی به دست آرد دل ما را
به مهر روی او بخشم جهان و جمله معنا را
هر آن کس عشق میبخشد به غیر او خطا باشد
که بی او میفروشد گوهر جان بیهمتا را
نه ترک و خال و هندویی، نه سمرقند و بخارا را
که جان بر کف نهادم من برای روی مولا را
سر و دست و تن و پا را، همه فانی شود روزی
فدای او کنم چون دیدم جمال حق، خدایا را
اگر آن نور ازلی، به دل بنشاند صفا را
به پایش میفشانم نقد جان و عمر و تقوا را


