لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 28 بهمن 1404

پایگاه خبری شاعر

مصطفی رسولی – مجنون اگر به زمانه ات بود داستان من می خواند!

یکبار تو را ندیدم و هزار بار عاشق تو گشتم
به هر شب مثل هر روز از یاد تو غافل نگشتم
من خواب نرفتم تا همیشه یاد تو باشم
گویند قیامتی هم هست پس یاد تو باشم
یک خواب ندیدم از وقتی عاشق تو هستم
بیش از هر دیوانه ای به شهر دیوانه هستم
عمر نوح نداشتم هزار سال عاشق تو بودم
پی مجنون لیلی نگرد من مجنون تو بودم
شیرین صفتم نبودی و من شیرین تو بودم
فرهاد نبودم اما به عشق تو به کوه بودم
مجنون اگر به زمانه ات بود داستان من می خواند
خدا هم سکوت نمی کرد شاید مرا آدم می خواند
نام مجنون و فرهاد به عاشقی ورد مردم زمانه گشته
کس نمی گوید مصطفا عاشقی کرده و کافر نگشته
*******
شکل آن دیوانه که در شهر می گردد شدم!
شکل برگ سپید یک دفتر بی خط شدم!
جز رنگ پاییز رنگ دیگر بر تن خود ندیده ام!
زنده ام ولی سالهاست که فراموش شده ام!
من جوانم پیر نیستم ولی تهی گشتم از آرزو!
یک موی سیاه هم دیگر نمانده به یک تار مو!
مو سپید و رنگ صورت مثل برگ درختان زرد شد!
قامتم با رفتنت در جوانی مثل پیری خم شد!
سالها نیست زنده هستم ولی یک عمر بر من گذشت!
هر چه نداشتم هم دادم ولی عمر رفته هرگز برنگشت!
در دبستان روز اول عاشق دختری کوچک شدم!
خط من از دفتر نرفت ولی از روزگارش حذف شدم!
دخترک شعر مرا هر دم به دفتر مشقم آسان می نمود!
چون جز اسم او بر دفتر صد برگ مشقم اسمی نبود!
باز روز اول پاییز که می شود کنار دبستان می روم!
دخترک نیست تا بداند سالهاست او را گم کرده ام!
مصطفی دفتر مشقت جای نیمکت حالا در سینه است!
مثل روز اول دبستان نیست حیف پاره و خیلی کهنه است!

شاعر مصطفی رسولی

بخش غزل | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

آخرین اخبار شعر و ادبیات