مستی شاعر بیتاب میخواهد
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
قلم بنویس! مستی، شاعری بیتاب میخواهد
لبِ داغِ دوبیتی، بوسههای ناب میخواهد
نشسته بر لبِ حوض و درون آینه دیدم:
جنون شمعدانی، هالهٔ مهتاب میخواهد
شبی که بیهراس از مرز تاریکی، زده بیرون
دری به رقصِ شببوهایِ عالمتاب میخواهد
برای گمشدن در خلوتِ آغوشِ دلدار و…
شفای چشمِ بیمارش، دو ساعت خواب میخواهد
جوانه میزند بر شاخهٔ تُرد بلوغی گرم
لب خشکیدهاش، از چشمهٔ صبح، آب میخواهد؟!
غبار سُربی اندوهِ چشمانِ پلنگیِاش
برای شانه خالی کردن از غم، قاب میخواهد
تمام لحظهها فرسوده و میلِ شکفتن از…
نفسهای بهم چسبیدهٔ بیتاب میخواهد
#کبری_رحمتی(بیتاب)
─═┅✰ 📓 ✰┅═─


