بر دلم چنگی بزن ای دوست
ان سازی که اوازش درد منست
غمگین کوک کن ان ساز شبانه
چون احوال شبهایم خوشنیست
بر دلم تاری بنه از دیار عشاق
اخر دلم اینجااشوب,زخمی هست
مکن ای ساز با دلم این سودا
که قلبم در کار عشق حالا نیست
نزن ان اهنگی که ارمشم نیست
اهنگی که خاطره در ان بسیارست
هرگز یادم نرود ان شب بی سحر
که مرا به شب از یادش برده هست
اکنون که یار منی ای ساز افسونگر
ایا در سازت اهنگی از فراق هست
بزن ان اهنگ را تا نرود از یادم
این عشق طوفانی و دردناکی که هست
ان سازی که اوازش درد منست
غمگین کوک کن ان ساز شبانه
چون احوال شبهایم خوشنیست
بر دلم تاری بنه از دیار عشاق
اخر دلم اینجااشوب,زخمی هست
مکن ای ساز با دلم این سودا
که قلبم در کار عشق حالا نیست
نزن ان اهنگی که ارمشم نیست
اهنگی که خاطره در ان بسیارست
هرگز یادم نرود ان شب بی سحر
که مرا به شب از یادش برده هست
اکنون که یار منی ای ساز افسونگر
ایا در سازت اهنگی از فراق هست
بزن ان اهنگ را تا نرود از یادم
این عشق طوفانی و دردناکی که هست
شاعر مرتضی پودینه
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو










