رمضان
چه بهاری شده که ضیافت روزه است
لب تشنه و دل سیر از صد کوزه است
چه بهاری شده که ضیافت روزه است
لب تشنه و دل سیر از صد کوزه است
اهریمن به سر میزند که درمانی ندارم
به خاک افتادم و خونین و مالین پوزه است
رگ گردن گواه است خدا پیش دل توست
دیو خودکامه نفس در برابرش عجوزه است
خدا را در دلت جا بده بزار رد گم کند بدی
بازار سیاه ناامیدی محو شده دو روزه است
ربنا میخواند شجریان و از خودم مدهوشم
دفتر صدترانه ناب پیش چشمم رفوزه است
با خدا میشوم و رنگ خدایی میگیرم هر دم
در محضرش گویم دل به غیر تو روزه است
شاعر مرتضی جوهری پیر
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











