دل را که به تو به لحظه ای دادَمَش
عشق تو همی گرفت از او طاقتش
بی تو نفسم , نفس ندادش معنی
با هر نفست که دم شد از بازدمش
موسی به عصای عشق تو آب شکافت
فرعون که دِلَش هواتو کرد, آب زدَش
هر کس که نگاهِ تیز بر چشمت داشت
تیزیِ نگاه و خشم و خون بایدَش
لب های تو سان آب دریا میبود
هر جرئه زِ سُرخیَش نمود بازعطش
دل را که همه خوشی و مستیش تو بود
هنگامه نبودنت گرفت باز غمش
م.
شاعر مرتضی احمدی
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











