قالب شعر: {قالب شعر:35}
خنده هایش نُت گیتار مرا ریخت به هم
زخمهی او همه اسرار مرا ریخت به هم
غرق در مثنویِ صورت ماهش شدم و
قافیه گم شد و اشعار مرا ریخت به هم
در مناجات دلم غرق سکوتی بودم
با کلامش شب بیدار مرا ریخت به هم
نوش دارو چه کند، زهر لبش کُشت مرا
بوسهاش این دل بیمار مرا ریخت به هم
ماه رویی که کنار دلم آرام گرفت
خلوت سرد و شب تار مرا ریخت به هم
بهناز خدابنده لو


