دردیست به جانم که دلدار نداند
مهریست زیارم که غم دار نداند
مهریست زیارم که غم دار نداند
از بــاغ و بـر آن ده و روستــا گذشتم
برخانه او من نگهی کردم ودهدار نداند
چون خانه بـه دوش در ره آن کوچه نشستم
با یاد او… من گذری کردم و دلــدار نداند
بر پیر و جوان،رهگــذران خرده گرفتم
ای بی خبران ره بگیرید که دلدار نداند
شاعر محمود کریمیان
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











