کجـا رفتند دیــروزها! که ما امــروز تنهائیم
همش در فکر و رویائیم،چقدر دلسوز وتنهائیم
همش در فکر و رویائیم،چقدر دلسوز وتنهائیم
خرامان گشته ایم هر روز،ز آهنگ نبودن ها
اسیــر آرزوهائیم، ز آونـگ بی تو بودن ها
صدای روزگار من، پر از ایهام یک دردست
که خفته در نگاه من،بدنبال یک همدردست
نگاهم خیره به قایـق،چقدر دلگیر و آرامم
من و او در همین قایق،چقدر درگیر ایامم
شاعر محمود کریمیان
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











