هرکه را بینی غمی ؛بر چهره اش مشهود است
آ ن یکی گو ید چرا؛قیمتها در هر روز که هست
افزایش میا بد و ؛ مشگل برای مرد م است
وان دگر افرا ط و تفریط ؛ را بها نه میکند
که چرا پرداختها ئی؛ بی سببدر انجا م است
یا که میگویند چرا؛ هر روز هستیم در فشار
در آمد ثا بت بود ؛ قیمتها د ر افزا یش است
تو صیه بر این بود ؛ تا تغذ یه ما ن به شود
کو در آ مد تا مواد مغذی؛ اندر دست است
بیشتر مردم مریضند ؛ از طبا بت نا راضی
گفت طبیب هم بر این است؛ ویزیتش بسیار کم است
یک کسی آ مده بود ؛ مقداری میوه بستا ند
قیمتها آنقدر گران بود ؛ انصرا فش از خرید است
قشر محروم کی رسند ؛ بر آرزوی خویشتن
لقمه نا نی بدست آرند؛ بشکن بشکن است
ا ی خد ا عامل بیچارگی ؛را از بین ببر
در همه دنیا چنین وضعی؛ بپا او کرده است
ای کسا نیکه خدا ؛ امکا نی داده بر شما
یک کمی انصا ف دهید؛ اینها بنی نوع تو است
م……..ب
شاعر محمود بیهقی
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو










