نمیدانم چرا گریانم امشب
شبیه نم نم بارانم امشب
شبیه نم نم بارانم امشب
دوباره پر کشیدم در هوایت
که مثل بادها نالانم امشب
در این طوفان زدم دل را به دریا
و اکنون نزد تو مهمانم امشب
اگر بر هم زدم آرامشت را
برایت قصه ها میخوانم امشب
برایت قصه میخوانم بخوابی
که حال خویش را می دانم امشب
بخواب آرام و از طوفان حذر کن
چرا که سر به سر طوفانم امشب
من از خود تاکنون تبعید بودم
ولی در چشم تو زندانم امشب
هماره سر گران با خویشم اما
درون خویش سرگردانم امشب
شاعر محمد مهدی پناهنده
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











