داغ از خیانت است دل پر هراس من
یک روح زخمی است درون لباس من
یک روح زخمی است درون لباس من
حالا که باغ از علف هرزه پر شده است
از ریشه میزند همه را کهنه داس من
کافر نکرده است چنین با دلم که کرد
دیرینه آشنای خدا ناشناس من
هر درد می کشم که مقصر زمانه نیست
گاهی مقصر است من ناسپاس من
مضمون این غزل شده غمها درون غم
کامل نمی شود به همین غم جناس من
جانم به لب رسید از این درد لا علاج
از زنده ماندن است از این پس هراس من
#محمد_مهدی_سلیمان
شاعر محمد مهدی سلیمان
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو










