سرسبز تر از مرتع چشم تو ندیدم مادر
از باغچه ی قلب تو جز عشق نچیدم مادر
در پیچک خرمایی و زیبایی چشمانت من
غیر از هنر ناب خداوند ندیدم مادر
من مهر تو را پاک تر از شبنم و غم می دانم
از زمزمه ات غیر عبادت نچشیدم مادر
اندوه تو چون شعله ی شمع است و دلم پروانه
از بارش اشکت تو ندیدی چه کشیدم مادر
امروز پرستوی خیالم به تماشای تو آمد سرمست
از غم به طربناک ترین شعر رسیدم مادر
شعر تو بهین طاعت و من مستحق پاداشم
پاداش دعایی است که گفتی و شنیدم مادر
محتاج ترین بودم و با مهر به من تابیدی
تا در بدن عشق چو یک قلب تپیدم مادر
دوران غم انگیز مریضی متبسم بودی
لبخند تو کوشید به احیای امیدم مادر
معصوم ترین واژه ی اشعار منی بی اغراق
با عشق تو تا گنبد الهام پریدم مادر
از باغچه ی قلب تو جز عشق نچیدم مادر
در پیچک خرمایی و زیبایی چشمانت من
غیر از هنر ناب خداوند ندیدم مادر
من مهر تو را پاک تر از شبنم و غم می دانم
از زمزمه ات غیر عبادت نچشیدم مادر
اندوه تو چون شعله ی شمع است و دلم پروانه
از بارش اشکت تو ندیدی چه کشیدم مادر
امروز پرستوی خیالم به تماشای تو آمد سرمست
از غم به طربناک ترین شعر رسیدم مادر
شعر تو بهین طاعت و من مستحق پاداشم
پاداش دعایی است که گفتی و شنیدم مادر
محتاج ترین بودم و با مهر به من تابیدی
تا در بدن عشق چو یک قلب تپیدم مادر
دوران غم انگیز مریضی متبسم بودی
لبخند تو کوشید به احیای امیدم مادر
معصوم ترین واژه ی اشعار منی بی اغراق
با عشق تو تا گنبد الهام پریدم مادر
شاعر محمدقزلباش(پارسا)
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو










