فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 4 تیر 1403

محمدحجازى

محمدحجازى

(ملقب به مطیع الدوله)، نوسنده و دولتمرد دوره پهلوى. وى در ۲۶ فروردین ۱۲۸۰/ ۲۴ ذحجه ۱۳۱۸ در تهران زاده شد. درش، سید نصرالّله
مستوفى (ملقب به مطیع الدوله)، از دولتمردان عهد قاجار و مشهور به وزیر لشکر بود. حجازى کودکى و نوجوانى را در تهران گذراند. وى نخست نزد معلم خصوصى
فارسى و عربى آموخت و سپس در مدرسه اسلام و مدرسه سنلوئى، متعلق به هیئت مبّلغان کاتولیک فرانسوى، تحصیل کرد. در چهارده سالگى در را از دست داد و
بسیار جوان بود که وارد خدمت دولت شد. در ۱۳۰۰ش از طرف وزارت ست و تلگراف به اروا رفت. در ارس مدتى در رشته حقوق سیاسى تحصیل کرد و نیز در
رشته مخابرات لیسانس گرفت. در ۱۳۰۲ش کتاب کوچک تلگرا ِف بیسیم را در چاخانه کاوانى برلین منتشر کرد. س از هشت سال به ایران بازگشت و در وزارت
ست و تلگراف به مناصب عالى رسید. در ۱۳۱۱ش نیز مجله ست و تلگراف و تلفن را منتشر کرد (صدرهاشمى، ج ۱، ص ۳۳۰؛ دستغیب، ص ۲؛ آرینپور، ج ۳، ص
۲۴۳؛ کامشاد، ص ۱۱۴). در ۱۳۱۳ش، به وزارت مالیه انتقال افت و رئیس دفتر وزیر مالیه وقت، علیاکبر داور، شد (حکیمفر، ص ۹۱؛ د. ایرانیکا، ذیل ما ّده). در
۱۳۱۶ش که سازمان پرورش افکار از طرف حکومت براى تبلیغ سیاستهاى رضا شاه پهلوى تأسیس شد، حجازى مدیرت کمیسیون مطبوعات آن را برعهده گرفت و سه
دوره مجله ایران امروز، نشره کمیسیون مذکور، به سردبیرى او چاپ و منتشر گردد. این نشره قصد ترویج دانش، آشنایى مردم با فرهنگ جدد، تبلیغ فعالیتهاى
حکومت و ترویج حس شاهدوستى را داشت و به طرزى زبا و مصور چاپ میشد (رجوع کنید به صدر هاشمى، ج ۱، ص ۳۲۶ـ۳۲۹؛ حکیمفر، همانجا).س از شهریور
۱۳۲۰، حجازى چندى رئیس اداره کل انتشارات و تبلیغات ایران شد (آرینپور، همانجا؛ نیز رجوع کنید به اسنادى از تارخچه رادیو در ایران، ص ۳۳۵ـ۳۳۶، ۳۴۵،
۳۵۳، که نامههاى حجازى را به عنوان معاون نخستوزیر و رئیس اداره کل انتشارات و تبلیغات درج کرده است). سپس سرپرستى دانشجوان ایرانى در اروا را بر
عهده گرفت و در بهار ۱۳۳۰ش، معاون حسین علاء، نخستوزیر، گردد و تا نخستوزیرى محمدمصدق در این مقام بود (حکیمفر؛ د. ایرانیکا، همانجاها). س از
کودتاى ۱۳۳۲ش، به توصیه حسین علاء، وزیر دربار وقت، با محمدرضا شاه چندبار ددار کرد و درباره مسائل اجتماعى و فرهنگى و سیاسى با هم گفتگو کردند و در
این ملاقاتها پیشنهاد چاپ کتاب مردان خودساخته (تهران ۱۳۳۵ش) داده شد که خود شاه سرگذشت درش، و حجازى شرح زندگى کمالالملک، نقاش مشهور، را
براى کتاب مذکور نوشت (د. ایرانیکا، همانجا). س از این ملاقات، حجازى در ادوار دوم و سوم مجلس سنا، سناتور انتصابى و در ادوار چهارم و نجم، تا ک سال
پیش از مرگش، سناتور انتخابى تهران بود. او عضو پیوسته فرهنگستان ایران، رئیس انجمن فرهنگى ایران و اکستان بود و ِس َمتهاى اجرایى و سیاسى دگرى را نیز
برعهده داشت. وى در ۱۰ بهمن ۱۳۵۲، بر اثر سکته مغزى، درگذشت و در بهشتزهراى تهران به خاک سپرده شد (حکیمفر؛ آرینپور، همانجاها).حجازى، برخلاف
بیشتر نوسندگان معاصر ایران، هم در زندگى شخصى و هم در کار نوسندگى، از روزگار جوانى با دستگاه دولتى پیوند نزدک داشت و در تمام زندگیاش کى از
نوسندگان مشهور به شمار میآمد (کامشاد، ص ۱۱۳ـ ۱۱۴)؛ به همین سبب، برخى نشرههاى انتقادى به او خرده میگرفتند، از جمله روزنامه باباشمل (ش ۸۶) سبک
نوسندگى و روش زندگى او را استهزا کرد (رجوع کنید به صدرهاشمى، ج ۱، ص ۳۲۹ـ۳۳۰).حجازى از نخستین داستاننوسان رمانتیک ایرانى است که بر اثر آشنایى با
فرهنگ و ادبیات غربى، به این مکتب روى آورد. احساسات و اخلاقیات از ویژگیهاى بارز داستانهاى اوست (رجوع کنید به دستغیب، ص ۱؛ میرصادقى، ص ۴۵۸؛
مسکوب، ص ۱۸۲؛ کامشاد، ص ۱۲۸)، اما ناقدان و صاحبنظران از سبک نوسندگى و ضعف داستانپردازى او انتقاد کردهاند (مث ًلا خانلرى، ص ۱۵۲ـ۱۵۳؛ کامشاد،
همانجا).آثار حجازى به سه گروه تقسیم میشوند: رمانها، داستانهاى کوتاه، مقالهها و نوشتههاى پراکنده. شهرت حجازى بیشتر براى رمانهاى هما (تهران ۱۳۰۷ش)،
پرچهر (تهران ۱۳۰۸ش) و زبا (تهران ۱۳۱۱ش) است. قهرمانان این کتابها همه از طبقه متوسط شهرنشیناند. درونماه آنها سرنوشت و شخصیت و اخلاق زن ایرانى از
ددگاه نوسنده است (رجوع کنید به خانلرى، همانجا؛ کامشاد، ص ۱۱۴). هما نمونه زن خوب و نجیب، و پرچهر نمونه زن بد و خیانتکار است (میرعابدنى، ج ۱، ص
۷۰). شخصیتهاى اصلى رمان هما، دو انسان اکدامن هستند: هما، که دخترى درس خوانده از طبقه متوسط است و حسنعلیخان ، که نمونه روشنفکر شرف ایرانى
است. حسنعلیخان، دوست در هماست. در هما وصیت کرده است که س از مرگش، سرپرستى هما به حسنعلیخان سپرده شود. حسنعلیخان که متأهل و سالها
از هما بزرگتر است، دلباخته او میشود، اما هما عاشق جوانى ناشاسته است و میخواهد با او ازدواج کند. حسنعلیخان با فداکارى بسیار از این ازدواج جلوگیرى
میکند و ماجراها به خوشى به اان میرسد. هما با خواندن دفتر خاطرات حسنعلیخان متوجه عشق او میشود و این دو با هم ازدواج میکنند (همانجا؛ کامشاد، ص
۱۱۵).رمان پرچهر از حیث نگارش و شخصیتپردازى از هما ضعیفتر است. پرچهر، شخصیت اصلى رمان، زنى هوسباز و شرور است که با شوهرش در حین سفر به
خراسان، اسیر ترکمنان اغى میشود. او به کى از ترکمنها دل میبازد، با این حال، شوهر به هنگام فرار او را نیز با خود میبرد. مرد ترکمن از پى آنان میرود و آن دو را
میکشد و س از چندى خود نیز میمیرد (رجوع کنید به میرعابدنى، همانجا؛ کامشاد، ص ۱۱۶).موفقترین کتاب حجازى، رمان سه جلدى زبا است که شخصیتهاى
اصلى آن زبا و شیخحسین هستند. زبا دخترى زبا و نانجیب است که با دستگاه دولتى هرگونه رابطهاى دارد و شیخحسین، عاشق زبا، جوان روستایى شیادى است
که با همکارى زبا دست به هرگونه فتنه و فربکارى میزند. این رمان به خوبى از فساد دستگاه دولتى، رشوهخواریها و تبهکاریهاى کارمندان ادارى دوره رضا شاه
پرده برمیدارد و از اینرو، برخى از ناقدان آن را ستودهاند (رجوع کنید به خانلرى، ص ۱۵۳؛ مسکوب، ص ۱۶۰ـ ۱۷۸؛ میرعابدنى، ج ۱، ص ۷۰ـ۷۱؛ کامشاد، ص
۱۱۶ـ۱۱۷).حجازى رمان پروانه (تهران ۱۳۳۲ش) و سرشک (تهران ۱۳۳۲ش) را نیز منتشر کرد که در آنها، س از ذکر ماجراهاى عشق دختر و مردى جوان، خواننده را به
اخلاقیات و نوعى عرفان رهنمون میشود، اما این دو کتاب از لحاظ فن نوسندگى چندان قوى نیستند (کامشاد، ص ۱۱۹ـ۱۲۰).حجازى داستان کوتاه و قطعات ادبى
کوتاهى، که بیشتر به مقاله شبیه است تا داستان، نیز نوشته و آنها را در چندین مجموعه منتشر کرده، از آن جمله است: آیینه (تهران ۱۳۰۷ش)، اندشه (تهران
۱۳۲۲ش)، ساغر (تهران ۱۳۲۶ش)، آهنگ (تهران ۱۳۳۰ش) و نسیم (تهران ۱۳۳۹ش). از بین داستانهاى کوتاه او، «بابا کوهى» از مجموعه آیینه شهرت افته است. او
مجموعه داستانهاى اندشه را به سفارش وزارت آموزش و پرورش براى دانشآموزان دبیرستانى نوشته (همان، ص ۱۲۲) و در آنها از سبک گلستان سعدى پیروى کرده
است (همان، ص ۱۲۷). حجازى چند کتاب نیز ترجمه کرده است، از جمله رشد شخصیت (تهران ۱۳۳۳ش)، از هلن شاکتر؛ شادکامى (تهران ۱۳۳۴ش)، از ر. مک آیور؛