لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 23 بهمن 1404

پایگاه خبری شاعر

داستان:

ماه دخت 3

. ماه دوخت رفت به منزل ورود کند ، اما مامورین امنیتی از ورود ایشان جلوگیری کردن ،که فرمانده امنیتی به مامورین اشاره داد از ورود ایشان جلوگیری نکنند بعد ازاینکه نعش مادر را دیدنشست بالای سر مادر،زاز زار گریست  شیون کرد یکی از زنان مبارز رفت نزد ماه دوخت نشست و تسلیت داد وازایشان خواست الان  وقت برنامه ریزی انجام مراسم تشیع جنازه است  لطفاً تا حمله دیگری اتفاق نیافتاده سریع خودت را جمع کن ببینم  نظر سردار فهیم  چیه هست ایشان قصد دارند با شما صحبت کنند  بانو ماه دُخت سرجایش بلند شد و مقابل سردار ایستاد و سلام داد گفت بفرمائید !
با من کاری داشتین !
سردار فهیم گفت :بانو من چندین مامور گذاشتم که مواظب و مراقب افراد مشکوک باشند تا کسی نتواند آسیب برساند ولی  شما هم مواظب خود و خانواده باشید  حتماً قولی که دادم  تا 24 ساعت دیگه نتیجه را اعلام می کنیم  اول بشما وبعد توسط شبکه خبر اطلاع رسانی می کنیم  

گفتم ببینید سردار من ممنونم شما لطف دارید به بنده

نمی دانم تا چه حد مارا می شناسید  اجازه بدید خودم به این امر رسیدگی کنم ما دیگر چیزی نداریم از دست بدیم تا حالا از ترس من کسی نتوانست یک نظر چپ به این منزل بندازه، مرحوم  پدرم فکرش می کرد ما به دچار اینچنین روزی بیافتیم  من بخوبی می توانم از سلاح استفاده کنم وهم اینکه تمام دوره های رزمی ودفاعی تسلط دارم پدرم تماماً با من کار کرده ، بله دخترم ما شما را نیاز داریم وبهمین خاطر پاسخ عملیات به عهده ماست  شما همینکه  مراسم بتونید با نیروهای من که در اختبار گذاشتم سر سامان بدیدممنون می شم 

باشه دوست داران ما سلامت باشن 

سردار فهیم از بانو ماه دوخت خداحافظی کرد رفت  به سمت مقر  که در مسیر راه مورد تهاجم  حمله  دشمن قرار گرفت  وجنگی سخت بین نیروهای دشمن وسردار پیش آمد در این درگیری بیش از 5 نفر از نیروهای سردارزخمی و 2 نفر به  شهادت رسیدن  و 63 تن از نیروهای مهاجم کشته  و4 نفر زخمی داشتن  که سریعاً از 4نفر زخمی  در مکان درگیری بازجویی شد و یک نفر به عملیات آدم ربایی منزل فاضل خان اعتراف کرد که دو نفر دیگه هم در جمع کشته شدها بودند ودرهمان جا خودش هم به درک واصل شد ودر پایان در شبکه خبر ،خبر پخش و به نمایش خبر جهانی  گذاشته شد 

وقتی خبر به گوش دکتر فاروق رسید ضمن تماس با ماه دوخت  از این حادثه اسفناک بسیار غمگین ، پیام تسلیت خود را به دختر عمه خود اعلام نمود وبعداز حادثه درگیری سردار باخبر شد.
ودرسومین روز در گذشت  مادر  ماه دوخت  دکتر فاروق به افغانستان آمد و در مراسم عمه خود با سردار فهیم آشنا شد
ادامه…

آثار دیگر نویسنده :

Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی :

قالب تخصصی داستان :