داستانک
مار دوسر نیم متری …!
در روستای ( زنگه محله ) زنگیان در حوالی سال های قبل از انقلاب یعنی ۱۳۵۵و۱۳۵۶ که پدر و مادرم در آن زمان پیکار با بیسوادی داشتند در استان گلستان امروزی یک زمین پانصد متری خریداری کرده بودند و با ذوق و سلیقه ی خودشان شروع به ساخت و ساز و ابنیه و درخت کاری و وو کردند که ناگهان یکی از کارگران روستایی درحین انجام کار به طور ناخدا آگاه متوجه یک مار که از ناحیه ی سر دوقلو و قطربیست و پنج سانتیمتر و طولش نیم متر بود
شد با استفاده از بیل کارگری خودش همچنان از ترس و لرز به سر مار داستانک ما کوبید که از ناحیه س سر به دو نیم شد و جان را به جانان تسلیم کرد و از شَرَّش راحت و آسوده خاطر شدیم …
مهدی عرفانیان
خراسان رضوی






