داستانک
قوی اتدام …!
در یکی از روزهای اول کاری ام که معمولا بازار معارفه و لبخند و شادی ووو … باز می شد و همکاران خودشان را به یکدیگر معرفی می کردند
یکی از آنان که منشی بود بر خلاف تصوُّر خیلی خیلی خیلی از افراد خیلی لاغر اندام بلانسبت
نی قلیون در معرفی خودش گفت : من قوی اندام هستم …!






