قهوه تلخ
!!!!!!!!!!!!
قول دائم میدهی جانانه نه
عصرها آری ولی صبحانه نه
میشود هر روز قهوه تلخ خورد
آن نگاه سرد را روزانه نه
شمع و پروانه بهم مجنون شدند
شمع پروا می کند پروانه نه
آب و آینه شبیه اند در عمل
آب احساس دارد و آینه نه
دست را با سر وسینه آشنا
دست را بر سربنه برسینه نه
فرق دیوانه و عاقل درغر است
عاقلان غر می زنند دیوانه نه
اختیار زندگی در دست تست
چون گدا هرگز اگر شاهانه نه
نقد و نسیه عمر را باید گذشت
پیش فروش عمر را بیعانه نه
مسجد ومیخانه شد پر مشتری
مسجد اما ظاهری میخانه نه
هرچه راخواهی بزن طعنه نزن
طعنه را هر جا روا در خانه نه
گر وفا را امتحان خواهی بدان
آشنا دارد کمی ، بیگانه نه
یاد باباها و مادر ها به خیر
یاد گاهی میکنی؟ مردانه نه


