به غم خانه ی دلم ، با مقدمت صفا آید
ز خاک قدمت به تن دردمندم،شفا آید
من بی خبر از خویشتن ،سودای تو دارم
اشک ز هجر رخت به دیده ام ،بی ریا آید
دستان نیازم بهر استجابت بلند است
روضه ی من طلب توست ، برلبم دعا آید
نام تو پاکترین واژه ی دل من است
به دلم افتاده ، به دل افتادگی ز خدا آید
وعده ی دیدار تو ، لحظه شمار عمر آشناست
دلا منتظر باش ، او به عهد و به وفا آید
#قنبر قلاوندی«آشنا»
ز خاک قدمت به تن دردمندم،شفا آید
من بی خبر از خویشتن ،سودای تو دارم
اشک ز هجر رخت به دیده ام ،بی ریا آید
دستان نیازم بهر استجابت بلند است
روضه ی من طلب توست ، برلبم دعا آید
نام تو پاکترین واژه ی دل من است
به دلم افتاده ، به دل افتادگی ز خدا آید
وعده ی دیدار تو ، لحظه شمار عمر آشناست
دلا منتظر باش ، او به عهد و به وفا آید
#قنبر قلاوندی«آشنا»
شاعر قنبر قلاوندی
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











