قطره دیگری از باران
(( یکی قطره باران ز ابری چکید ))
بجز خود دگر هیچ بالا ندید
نبودش خبر از نظام جهان
که وارون کند بخت نام آوران
بیوفتاد از آن اوج در قعر چاه
فرو رفت در جرز سنگی سیاه
ندانست آخر که دریا چه بود
ز بالا و پائین دنیا چه سود


قطره دیگری از باران
(( یکی قطره باران ز ابری چکید ))
بجز خود دگر هیچ بالا ندید
نبودش خبر از نظام جهان
که وارون کند بخت نام آوران
بیوفتاد از آن اوج در قعر چاه
فرو رفت در جرز سنگی سیاه
ندانست آخر که دریا چه بود
ز بالا و پائین دنیا چه سود