صد هزاران يوسف كنعان ، شده معطوف تو
صد هزاران همچو من ، قربان تار زلف تو
صد هزار از صد هزاران ليلي وحشي تبار
واله و حيران همه در جلوه ي شفاف تو
وصف تو در تار و پودم ريشه دارد تا ابد
ميزنم بر كوي و برزن هر زمان من لاف تو
ني به لب ، سوزت نهان ، ميلت هوايم نازنين
در هوايت مي سرايم از يم الطاف تو
جان من ،جانان من ، اي شاهد شور آفرين
هر طرف سر مي دوانم كنه آن، اكناف تو
صد هزاران همچو من ، قربان تار زلف تو
صد هزار از صد هزاران ليلي وحشي تبار
واله و حيران همه در جلوه ي شفاف تو
وصف تو در تار و پودم ريشه دارد تا ابد
ميزنم بر كوي و برزن هر زمان من لاف تو
ني به لب ، سوزت نهان ، ميلت هوايم نازنين
در هوايت مي سرايم از يم الطاف تو
جان من ،جانان من ، اي شاهد شور آفرين
هر طرف سر مي دوانم كنه آن، اكناف تو
شاعر قاسم رندی
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











