عاشقی ها دیده ام اما تو چیز دیگری
چشمها مه وش زیاد اما تو چیز دیگری
بارها ، امیدها … در این هیاهوی غریب
این همه لب خند ها… اما تو چیز دیگری
در میان ارغوانها ، نرگسی زرد و سفید
بارها اندیشه را دادی تو… چیز دیگری
خلوتم پر می کنی ، اصلا که تنها نیستم
تو فراسوی گلان ناز … چیز دیگری
بس به خود می بالم از اینکه میان مردمان
چشمهایت چیده چشمانم به چیز دیگری
با تو مفهومی ز مستی بی میم معنا شده
می ستانی جان بی مقدار… جور دیگری
من ز پا افتاده ام ، افتاده پیش پای تو
پا به پا می آیی و مفهوم چیز دیگری …
چشمها مه وش زیاد اما تو چیز دیگری
بارها ، امیدها … در این هیاهوی غریب
این همه لب خند ها… اما تو چیز دیگری
در میان ارغوانها ، نرگسی زرد و سفید
بارها اندیشه را دادی تو… چیز دیگری
خلوتم پر می کنی ، اصلا که تنها نیستم
تو فراسوی گلان ناز … چیز دیگری
بس به خود می بالم از اینکه میان مردمان
چشمهایت چیده چشمانم به چیز دیگری
با تو مفهومی ز مستی بی میم معنا شده
می ستانی جان بی مقدار… جور دیگری
من ز پا افتاده ام ، افتاده پیش پای تو
پا به پا می آیی و مفهوم چیز دیگری …
شاعر قاسم رندی
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











