فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 5 اردیبهشت 1403

فیروزه سعادت یار

تصویر تست
تصویر تست

فیروزه سعادت یار

 

1
رنگي ريخت که نبايد بود!
طرحي شد، که نبايد ريخت.
و گل هاي ياس و آتشين و ناز
نيلوفري، دمساز
از سنگ و آب خاست
از نقش ناساز
حالا دشت خراساني دل انگيز است
اينک دنياي شب رنگي است
و چشمه ي جوشان مهرم
آغشته با خوني غم انگيز است
حالا مشهد چراغانيست
و سهم آب اکنون
اشک است و افسوس و غم و رنج و پريشاني است.
2
خدايا
آفتاب بوزد
يخ بسته است انگشتان ياد
حالي براي “ها” نمانده است!
3
کاري نکرده ام که قانون جاذبه، سقوط کند!
جز نشستن در سايه ي سرد محبوب محکوم خويش!
4
اين گوشه از زمين، سهم من است.
که آفتاب مي وزد از سمت دانش تو!
که روشني سبز شمعداني هاي صورتي،
چراغ راه، مي شود…