لذت عشق در رسیدن نیست
راز پرواز در پریدن نیست
عشق گاهی ستاره ای دور است
سیب سرخی برای چیدن نیست
با زبان نگاه صحبت کن
کار چشمت فقط که دیدن نیست!
خانه ی دوست را که گم کردیم
راه پیدا شدن دویدن نیست
این که میگویم از تو کم شده ام
اعتراف است،فلسفیدن نیست!
چند روزی سکوت سهم من است
فرصت گفتن و شنیدن نیست
گفتنی ها نگفته میمانند
وقت “من دوستت…” اکیدا نیست!
اشک میریخت،مرد عاشق بود
عشق به پیرهن دریدن نیست!
بعدٍ تو هر چه ابر در من باد
سرنوشتم به جز چکیدن نیست!
فصل پروانگی برای من آه
معنیاش جز قفس تنیدن نیست!
یک نفر در من است بعد از تو
میخراشد مرا ولی من نیست!
آه…! عشق و سقوط مثل همند
آخر هیچ یک رسیدن نیست!


