عشق اگر خورشيد شد در آسمان زندگى
میتوان بر جسمِ هستى روح و جان از نو دميد
میتوان بر جسمِ هستى روح و جان از نو دميد
چون محبت دست در دستِ شكيبايي دهد
از درخت دوستيها میتوان بس ميوه چيد
گر توكل داشت هر دم بر خداى مهربان
میتوان اندر دل طوفان به آرامش رسيد
چون شود لبريز ايمان جان و دل، پس میتوان
در سياهى جلوه هاى روشنِ امّيد ديد
مهربانى چون دمى همخانهء ايمان شود
میتوان از دام بخل و آز و خودخواهى رميد
گر شود روشن به نور معرفتْ دل، میتوان
از پليدى دور ماند و از پلشتيها رهيد
چشمِ سر را گر شود بر اين جهانِ فتنه بست
سِرّ هستى را توان با چشمِ دل مستانه ديد
گر شود بر يك دلِ خسته كمى مرهم نهاد
میتوان شادى و خيرِ هر دو دنيا را خريد
گوهر خود را شناسد آدمِ خاكى اگر
میتوان از خاك تا افلاكِ يزدانى رسيد
شاعر فريبا قطره
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو










