عاشق دل سوخته را حال و هوایی دگر است
شاهد ناله ی دل ،ماه و دیوار و در است
دور شد از خانه ما آن مرغ شادی و نشاط
چون دید بر قامت ما از عشق تاجی ب سر است
نیمه ی تاریکی شب، در خلوت و تنهایی ها
دیدگان منتظر ،خیره و حیران و تر است
روز و شب بر گوش ما میخواند این دل نام او
کز بوی و روی و نای او، این جان ما کور و کر است
آمد نسیم عاشقی ،کردش کمان این سرو را
عاشق را جنس دلش، تکه ای از سیم و زر است
شاهد ناله ی دل ،ماه و دیوار و در است
دور شد از خانه ما آن مرغ شادی و نشاط
چون دید بر قامت ما از عشق تاجی ب سر است
نیمه ی تاریکی شب، در خلوت و تنهایی ها
دیدگان منتظر ،خیره و حیران و تر است
روز و شب بر گوش ما میخواند این دل نام او
کز بوی و روی و نای او، این جان ما کور و کر است
آمد نسیم عاشقی ،کردش کمان این سرو را
عاشق را جنس دلش، تکه ای از سیم و زر است
شاعر فردین معدن شناس
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو










