اومدی و دامنت از غنچههای مرده بود
اومدی وقتی دلم حراج روز جمعه بود
اومدی روزی ، تو عید نوروزم بیا !
هر روز از عید نوروزم غروب جمعه بود
اومدی مثه کسی توی چشام خندید رفت
جای اشک ، رو گونههام رد پای خنده بود
شب آخر
توی گوشت شعر گفتم ولی خواب بودی
لای صد مرد غرق بودم ولی خواب بودی
سرد بودم خسته بودم ولی خواب بودی
اومدی از روز اول ، توبههامو خط زدی
بچهای از باغ لبهای تو سیبی چیده بود
اومدی توی صدام غبار مرگ بود گفتی چرا
حق بده چشمم تو رو توی جوونی دیده بود
اومدی پیش از اذان اشهد نخوندی دیر شد
رو به قبله سرد بودم ، شامگاه جمعه بود


