فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 4 تیر 1403

علی حنیفه

علی حنیفه شاعر زنجانی

وقتي كه ذره ذره بشر با خدا شود
آن آينه فرا بشري چون شما شود

با آفتاب سايه به سايه قدم زند
پاي هر آن كسي كه به كوي تو وا شود

تو كيستي به سرفه ي پير زني نحيف
چيزي نمانده بند ز بندت جدا شود

تو كيستي؟ چگونه؟ مگر مي شود؟ امير
دنيا به تو ز عطسه ي بز بي بها شود

با استخان مانده به حلقوم ساختي
تا دين به شقه گي نكند، مبتلا شود

شصت و سه سال رفت و نيامد سپيده اي
خورشيد زود تر ز تو از خواب پا شود

آقا! جسارتا غم خود را مگو به چاه
دريا چگونه در دل يك كوزه جا شود

علی حنیفه