عطر و بوی مادر
شورو حالی که تو داری ازصفای مادر است
چون پدر مهری فشاند، از وفای مادر است
در حلاوت ، شاد و خرم لذت جان می بری
جان تو سالم که باشد، از دعای مادر است
گرکه داری منظری خوش، در کنار هر گلی
قامت سرو تو نیز از جلوه های مادر است
قدر این گوهر چو دانی، جان فشانی بهر او
عشق پاک عاشقان هم از حیای مادر است
عطر و بو از چادر خیر النساء دارد به خود
هرگلی کو رنگ و رو دارد، جلای مادر است
چون بدانی او ز باغ خلقت و عطر خداست
سر نهی بر دامنش، کآنجا هوای مادر است
گر زمین می چرخد از حکم خدا، بر محوری
اشتیاق و نغمههایش در فضای مادر است
چون توانا گشته ای حرفی بلند از تو شنید
توبه باید ، حس قدرت، انزوای مادر است
او دلش چسب محبت دارد و چون بشکند
تکههایش متصل، چون بارضای مادر است
گفتمای گل دخترو شیرین پسر این قصهرا
کاین دل رنجور من درغصههای مادر است
مختار پشوتن « رنجور »


