تنهایی
من بودم وجاده ی بی انتها وتنهایی
یک جنگل مه آلوده بود رویایی
آهسته گام میزدم بدنبال سرنوشت
چونان مسافر خسته ی افتاده از پایی
غرق افکار خودم بودم ودل تنگیهام
چشم نگشودم به ره ومنظره ی زیبایی
تاکه رفتم به ته جاده ی طولانی کور
راه بن بست بدیدم کویر آسایی
راه برگشت نبودی به من آشفته
آخر جاده منم سایه ام وشیدایی
من بودم وجاده ی بی انتها وتنهایی
یک جنگل مه آلوده بود رویایی
آهسته گام میزدم بدنبال سرنوشت
چونان مسافر خسته ی افتاده از پایی
غرق افکار خودم بودم ودل تنگیهام
چشم نگشودم به ره ومنظره ی زیبایی
تاکه رفتم به ته جاده ی طولانی کور
راه بن بست بدیدم کویر آسایی
راه برگشت نبودی به من آشفته
آخر جاده منم سایه ام وشیدایی
عبداله فتاحی صادق ابادی{ارژنگ}
شاعر عبداله فتاحی صادق آ بادی
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











