فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 28 تیر 1403

طرح

پیراهنش چو فلس تابیده بود با تن آتش گرفته اش او ماهی رمیده ای از موج شعله بود تنها نشست و دست تکان داد وچای خواست سیگار می کشید سیگار می کشید و به دری…

پیراهنش چو فلس
تابیده بود با تن آتش گرفته اش
او ماهی رمیده ای از موج شعله بود
تنها نشست و دست تکان داد وچای خواست
سیگار می کشید
سیگار می کشید و به دریای دودها
امواج شب گرفته گیسوی درهمش
بی رنگ می شدند
چشمش نمی دوید
آن سبز سایه دار
او منتظر نبود
از گفتگوی و همهمه کافه دور بود
محو چه چیز بود تماشای لحظه ها ؟
برق نگاه اینه از کیف او دمید
ماتیک تند او
گل کرد ناگهان
در باغ دستهایش و پر ریخت بر لبش
بعد از کمی درنگ
همچون نوار عطر خوشش از برم گذشت
در پرده های دود
تک قطره های گنگ پیانو هنوز هم
از سقف می چکید

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج