دارد شبیه شهر مه آلود می شود
هر بازدم، تمام دلش دود می شود
هر بازدم، تمام دلش دود می شود
یک امتحان دیگر و یک عمر، بیکسی
بیچاره زن! که سرزده مردود می شود
در رختخواب وحشی مردی که مرده است
جان می دهد دوباره و نابود می شود
تا جا بماند از شب تکرار سرنوشت
هی دیر می کند دوباره و هی زود می شود
حتی کنار پنجره ها هم هوا کم است
زن در غبار خاطره مسدود می شود
یک کام تلخ دیگر و سیگار ناتمام…
بیچاره زن! تمام دلش دود می شود
شاعر صفورا جهانی
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











