ای که در بـاغ جـمالست رخ تـو چون گلگـل تـو در سـخـن آورد مـرا چـون بــلـبـلگر بـبـسـتـان نگری ور بـگلسـتـان گذریبـاد بـر خـاک نهد پـیش تـو رخـسـاره گل…
| ای که در بـاغ جـمالست رخ تـو چون گل | گـل تـو در سـخـن آورد مـرا چـون بــلـبـل |
| گر بـبـسـتـان نگری ور بـگلسـتـان گذری | بـاد بـر خـاک نهد پـیش تـو رخـسـاره گل |
| نیست بـا عز تو در کوی تو درویشی عار | هـســت از بــنـد غـلـامـی تــو آزادی ذل |
| عشـق تـو تـاخـتـن آورد و مرا کرد شـکار | چیست عصفور که سیمرغ درو زد چنگل |
| عـجـمی وار مرا سـلسـله در گـردن کـرد | هنـدوی زلـف تـو ای تـرک تـتـاری کـاکـل |
| تـشنه وصل تـرا چـند سـبـو زد بـر سنگ | طــاق ابــروی تــو آن آب لـطـافـت را پــل |
| هر که بـی راه بـر عشق تو ره رفت او را | زلـف تـو راه زد ای روی تـو هـادی سـبـل |
| تـو بـدیـن حـسـن در ایـام فـزودی فـتـنـه | من بـدین شـعـر در آفـاق فـگـندم غـلغـل |
| بـسـخـن مـرد ز عـشـاق تـو نتـواند شـد | همچـو شـاهین نشـود خـاد بـزرین زنگل |
| ادبـم گفت خـمش بـاش و دگر شعر مگو | نتـوانم کـه مرا شـوق (تـو) می گوید قـل |
| سیف فرغانی در زمره عشاق تو نیست | اسـب شـطـرنـج بـمـیـدان نـرود بـا دلـدل |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











