فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 29 تیر 1403

شماره ٩٦: ای که در باغ جمالست رخ تو چون گل

ای که در بـاغ جـمالست رخ تـو چون گلگـل تـو در سـخـن آورد مـرا چـون بــلـبـلگر بـبـسـتـان نگری ور بـگلسـتـان گذریبـاد بـر خـاک نهد پـیش تـو رخـسـاره گل…

ای که در بـاغ جـمالست رخ تـو چون گلگـل تـو در سـخـن آورد مـرا چـون بــلـبـل
گر بـبـسـتـان نگری ور بـگلسـتـان گذریبـاد بـر خـاک نهد پـیش تـو رخـسـاره گل
نیست بـا عز تو در کوی تو درویشی عارهـســت از بــنـد غـلـامـی تــو آزادی ذل
عشـق تـو تـاخـتـن آورد و مرا کرد شـکارچیست عصفور که سیمرغ درو زد چنگل
عـجـمی وار مرا سـلسـله در گـردن کـردهنـدوی زلـف تـو ای تـرک تـتـاری کـاکـل
تـشنه وصل تـرا چـند سـبـو زد بـر سنگطــاق ابــروی تــو آن آب لـطـافـت را پــل
هر که بـی راه بـر عشق تو ره رفت او رازلـف تـو راه زد ای روی تـو هـادی سـبـل
تـو بـدیـن حـسـن در ایـام فـزودی فـتـنـهمن بـدین شـعـر در آفـاق فـگـندم غـلغـل
بـسـخـن مـرد ز عـشـاق تـو نتـواند شـدهمچـو شـاهین نشـود خـاد بـزرین زنگل
ادبـم گفت خـمش بـاش و دگر شعر مگونتـوانم کـه مرا شـوق (تـو) می گوید قـل
سیف فرغانی در زمره عشاق تو نیستاسـب شـطـرنـج بـمـیـدان نـرود بـا دلـدل

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج