فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 28 تیر 1403

شماره ٨: گر باغبان نظر به گلستان کند تو را

گـر بـاغـبـان نظـر بـه گـلـسـتـان کـنـد تـو رابـر تـخـت گل نشاند و سـلطان کند تـو راگـر صـبـح دم بـه دامن گـلـشـن گـذر کـنیدست نسیم، گل به سرافشان کند…

گـر بـاغـبـان نظـر بـه گـلـسـتـان کـنـد تـو رابـر تـخـت گل نشاند و سـلطان کند تـو را
گـر صـبـح دم بـه دامن گـلـشـن گـذر کـنیدست نسیم، گل به سرافشان کند تو را
مـشـرق هـزار پـاره کـنـد جـیب خـویشـتـنگـر یک نظـر بـه چـاک گـریبـان کـنـد تـو را
ای کـاش چـهـره تـو سـحـر بـنـگـرد سـپـهرتـا قـبـلـه گـاه مـهر درخـشـان کـنـد تـو را
دور فـلـک بـه چـشـم تـو تـعـلیم سـحـر دادتــا چـشـم بــنـد مـردم دوران کـنـد تــو را
چون مار زخم خورده، دل افتد به پیچ و تابهـرگـه کـه یـاد طـره پــیـچـان کـنـد تــو را
در هیچ حـال خـاطـر مـا از تـو جـمع نیسـتقـربـان حـالـتـی کـه پـریـشـان کـنـد تـو را
بـا هیچ کس بـه کشـتـن من مشورت مکنتـرسـم خـدا نکـرده، پـشـیمان کـند تـو را
الـحـق سـزد کـه تــربــیـت خـسـرو عـجــممـیـر نـظــام لــشــکــر ایـران کــنـد تــو را
جـم احـتـشـام ناصـرالدین شـه که عـون اوهم داسـتـان رسـتـم دسـتـان کـنـد تـو را
داند هلاک جـان فروغی بـه دسـت کیستهر کـس که سـیر نرگس فـتـان کند تـو را

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج