فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 5 اردیبهشت 1403

شماره ٨: مهلت دور سبکسیر جهان اینهمه نیست

مهلت دور سـبـکسـیر جـهان اینهمه نیسـتتوشه بردار و روان شو که زمان اینهمه نیستمرگ در چـشم سـبـک عقل، شکوهی داردپـیش اربـاب دل این رطـل گران اینهمه نیسـ…

مهلت دور سـبـکسـیر جـهان اینهمه نیسـتتوشه بردار و روان شو که زمان اینهمه نیست
مرگ در چـشم سـبـک عقل، شکوهی داردپـیش اربـاب دل این رطـل گران اینهمه نیسـت
مشکل از خاک سر کوی تو برخاستن استورنه بـرخاستـن از هر دو جـهان اینهمه نیست
دردم ایـن اسـت کـه از یـار جــدا مـی گـردمگر نبـاشد غم جـانان، غم جـان اینهمه نیست
غـنچـه مـی لـرزد از افـسـردگـی خـود، ورنهبـا دل گـرم، دم سـرد خـزان اینـهـمـه نـیـسـت
آتـشـین رویی اگـر در صـف مـحـشـر بـاشـدچشم بـستـن ز تـماشای جنان اینهمه نیست
گــل رخــســار تـــو دارد مــدد از جــای دگــرورنـه تـشـریف بـهـار گـذران اینـهـمـه نـیـسـت
غـنچـه گـل بـه خـمـوشـی دل بـلـبـل را بـردحـسن گویا چـو بـود، تـیغ زبـان اینهمه نیسـت
مــیـوه گــر در عــوض ســنـگ دهـی، آزادیرتـبـه بـی بـری ای سـرو روان اینهمـه نیسـت
مـی تــوان کــرد بــه یـک آه دل گــردون نـرمزور در قبـضه این سـخـت کمان اینهمه نیسـت
روی خـود را مـگـر از اشـک نـدامـت شـوییمورنـه در روی زمـین آب روان اینـهـمـه نـیـسـت
سـایه را دسـت بـه خـورشید نبـاشـد صائبدل چـو بـیدار بـود، خـواب گران اینهمه نیسـت

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج