یـارب از کـرده بـه لـطـف تـو پـنـاه آوردیمبـه امـیـد کـرمـت روی بـه راه آوردیمبر سر نفس بـدآموز که شیطان رهستاز ندامت حشر از تو به سپاه آوردیمبـر گـنه…
| یـارب از کـرده بـه لـطـف تـو پـنـاه آوردیم | بـه امـیـد کـرمـت روی بـه راه آوردیم |
| بر سر نفس بـدآموز که شیطان رهست | از ندامت حشر از تو به سپاه آوردیم |
| بـر گـنه کـاری خـود گـرچـه مقـریم ولی | نـــالـــه زار و رخ زرد گــــواه آوردیـــم |
| گرچه ما نامه سیاهیم بـبـخشای که ما | روسـیاهیم از آن نـامـه سـیاه آوردیم |
| بر در عفو تو ما بی سر و پایان چو عبید | تـا تـهی دسـت نبـاشیم گناه آوردیم |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج










