فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 29 تیر 1403

شماره ٨٠٠: از دست و تیغ عشق فگارند لاله ها

از دسـت و تـیغ عـشـق فـگـارند لـاله هادر خاک و خون نشسته یارند لاله هادر دیــده بــصــیـرت پــروانــه طــیـنــتــانفـانـوس شـمـع چـهره یارنـد لـالـه ه…

از دسـت و تـیغ عـشـق فـگـارند لـاله هادر خاک و خون نشسته یارند لاله ها
در دیــده بــصــیـرت پــروانــه طــیـنــتــانفـانـوس شـمـع چـهره یارنـد لـالـه ها
بـاشـند همچـو شـعـلـه جـواله بـی قـراربـر خار و خس اگر چه سوارند لاله ها
تـا سـر کشیده اند، بـه پـایان رسیده اندکـم عـمرتـر ز شـعـلـه خـارند لـاله ها
یک نصف خون تـازه و یک نصف مشک ترچــون نـافـه غـزال تــتــارنـد لـالـه هـا
در آتـشـنـد و خـنـده مـسـتـانه مـی زنندبـا داغ دل، گـشـاده عـذارنـد لـالـه ها
در شیشه حـسن بـاده لعلی عیان شودآیـیـنــه دار روی بــهــارنــد لــالــه هـا
در خـون دهند غـوطـه تـمـنـای بـوسـه رادسـت نـگـاربــسـتـه یـارنـد لـالـه هـا
زان هـرگــز از خــمــار نـگــردنــد زرد رویکز خـون خویش بـاده گسارند لاله ها
کـردند خـون خـود بـه تـماشـاییان حـلـالاز سـرگـذشـتـگـان بـهـارنـد لـالـه هـا
بــا چـهـره شـکـفـتــه آن آتــشـیـن عـذاردلـمـرده تـر ز شـمـع مـزارند لـالـه ها
بـا نـور آفـتـاب چـه بـاشـد فـروغ شـمـع؟بـا روی یار، در چـه شـمـارند لـالـه ها
صائب ز خون خود می گلرنگ می خورندزان ایمـن از گـزنـد خـمـارنـد لـالـه هـا

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج