فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 6 اردیبهشت 1403

شماره ٧: دگر از درد تنهایی، به جانم یار می باید

دگـر از درد تـنـهـایـی، بـه جـانـم یـار مـی بــایـددگر تلخ است کامم، شربـت دیدار می بـایدز جـام عشق او مسـتـم، دگر پـندم مده ناصح!نصیحـت گوش کردن را د…

دگـر از درد تـنـهـایـی، بـه جـانـم یـار مـی بــایـددگر تلخ است کامم، شربـت دیدار می بـاید
ز جـام عشق او مسـتـم، دگر پـندم مده ناصح!نصیحـت گوش کردن را دل هشیار می بـاید
مرا امید بهبودی نماندست، ای خوش آن روزیکه می گفتـم: علاج این دل بـیمار می بـاید
بـهـائی بــارهـا ورزیـد عـشـق، امـا جـنـونـش رانمی بایست زنجیری، ولی این بار می باید

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج