فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 10 خرداد 1403

شماره ٧٩٤: دل کی رسد به وصل تو ای سروناز من؟

دل کی رسـد بـه وصل تـو ای سروناز من؟یـک کـوچــه اســت زلـف ز راه دراز مـنچون بـوی گل که می شود از بـرگ بیشتربـی پـرده شـد ز پـرده بــسـیـار راز مـنغیر…

دل کی رسـد بـه وصل تـو ای سروناز من؟یـک کـوچــه اســت زلـف ز راه دراز مـن
چون بـوی گل که می شود از بـرگ بیشتربـی پـرده شـد ز پـرده بــسـیـار راز مـن
غیر از بـهار خـشـک مرا در بـسـاط نیسـتای وای اگـر قـبــول نـیـفــتــد نـیـاز مـن
خـونی که بـود در دل من مشـک ناب شـدتا شد بدل به عشق حقیقی مجاز من
از خـامیی که در رگ و در ریشه من اسـتنه بـوتـه تـافتـه اسـت فلک در گداز من
خـونابـه اش بـه صـبـح قیامت شـفـق دهدناخـن بـه هر دلی که زند شـاهبـاز من
دلـهـا اگـر ز سـنـگ بـود مـی شـود کـبــابدر محـفـلی کـه بـاده کـشـد دلنواز من
بــامـن هـمـیـشـه بـود فـلـک در مـقـام نـازاین پرده ها نگشت موافق بـه ساز من
زان دسـت پـیش رو بـه دعا بـرده ام، مبـادبــر روی مـن زنـنـد مـلــایـک نـمـاز مـن
صائب جز آن یگانه که در دست اوست دلفـارغ بـود ز هـر دو جـهـان پـاکـبــاز مـن

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج