فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 3 خرداد 1403

شماره ٧٨٥: بیجا سخن چو طوطی شکرشکن مکن

بیجا سخن چو طوطی شکرشکن مکنآیینه گر بـه حـرف درآید سـخـن مکنتـا ممکن اسـت جـامه احـرام سـاخـتـندستـار صبـح را کفن خـویشتـن مکنپـیـونـد دوسـتـی بـبـر ا…

بیجا سخن چو طوطی شکرشکن مکنآیینه گر بـه حـرف درآید سـخـن مکن
تـا ممکن اسـت جـامه احـرام سـاخـتـندستـار صبـح را کفن خـویشتـن مکن
پـیـونـد دوسـتـی بـبـر از سـرو قـامـتـانروی زمین ز گریه حسرت چـمن مکن
در خـون فـتـاد نان عـقـیق از تـلـاش نامبـگـذار نـام را و سـفـر از یـمـن مـکـن
قصـری که از فروغ تـجـلی اسـت زرنگاراز دود دل، سیاه چو بیت الحزن مکن
از پــا درآر دشـمـن خـود را و خـاک شـودر انـتــقــام پــیـروی کـوهـکـن مـکـن
در دیـده سـتـاره نـمـک ریـخـت انـتـظـارزین بـیش در زمین غریبی وطن مکن
صـائب حـیـا ز دیده نـرگـس بـه وام گـیرگستاخ چشم بـاز به روی چمن مکن

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج