فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 1 مرداد 1403

شماره ٧٧: دل شد ز دست و دست بدلبر نمی رسد

دل شد ز دست و دست بـدلبـر نمی رسدمرده بـجـان و تـشنه بـکوثـر نمی رسدغواص بـحـر عشـق چـو ماهی بـدام جـهدچـندین صف گرفت و بـگوهر نمی رسدشاخ درخـت وصل بـ…

دل شد ز دست و دست بـدلبـر نمی رسدمرده بـجـان و تـشنه بـکوثـر نمی رسد
غواص بـحـر عشـق چـو ماهی بـدام جـهدچـندین صف گرفت و بـگوهر نمی رسد
شاخ درخـت وصل بـلندسـت و سـر کشیدآنجـا که دسـت دولت ما بـر نمی رسد
گر وصل دوست می طلبی همچو من گدادرویش بـاش کآن بـتـوانگـر نمی رسـد
عـاشـق بــکـوی او بــدو دل ره نـمـی بــردعـنـقـا بآشـیـانـه بـیک پـر نـمـی رسـد
پــای طــلـب ز کـوی مـحــبــت مـگـیـر بــازهر چـند تـاج وصل بـهر سر نمی رسـد
ای مـفـلـسـان کـوی تــو درویـش خـوانـدهآن شاه را که نانش ازین در نمی رسد
تـوسا کنی چو کعبـه و عاشق چو حاجیانبـسیار سعی کرده بـتـو در نمی رسـد
بـا عـاشـقـان تـو نـکـنـد هـمـسـری مـلـکهرگـز عـرض بـپـایه جـوهر نمـی رسـد
مـن خـامـشـی گـزیـنـم ازیـرا بـهـیـچ حـالدر وصف تـو زبـان سـخـن ور نمی رسد
هـر بـیت بـنـده قـصـه دردیسـت سـوزنـاکلیکن چـه سـود قصه بـداور نمی رسـد
از مـن چــو آفـتــاب نـظـر مـنـقـطــع مـکـنکز هیچ معدنی بـتـو این زر نمی رسـد
هرگز بـعاشـقان تـو ملحـق نگشـت سـیفبـیچـاره خـرسـوار بـلشـکـر نمی رسـد

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج