فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 اردیبهشت 1403

شماره ٧٧٩: خویش را چون خار دیدم سوی گل بگریختم

خـویش را چـون خـار دیدم سـوی گل بـگریخـتـمخویش را چون سرکه دیدم در شکر آمیختمکــاســه پــرزهــر بـــودم ســوی تــریــاق آمــدمسـاغـری دردی بـدم در آب …

خـویش را چـون خـار دیدم سـوی گل بـگریخـتـمخویش را چون سرکه دیدم در شکر آمیختم
کــاســه پــرزهــر بـــودم ســوی تــریــاق آمــدمسـاغـری دردی بـدم در آب حـیـوان ریـخـتـم
دیــده پــردرد بـــودم دســت در عــیــســی زدمخـام دیدم خـویش را در پـخـتـه ای آویخـتـم
خـاک کـوی عـشـق را مـن سـرمـه جـان یافـتـمشعر گشتم در لطافت سرمه را می بـیختم
عشق گوید راست می گویی ولی از خود مبینمن چو بـادم تـو چو آتـش من تو را انگیختـم

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج