فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 1 مرداد 1403

شماره ٧٦٥: منگر به چشم کم به دل داغدار ما

منگـر بـه چـشـم کـم بـه دل داغـدار مافـانوس شـمـع طـور بـود لـالـه زار مـاآیـد اگـر چــه قـطــره مـا خــرد در نـظــرآن بــحــر بــیـکــنـار بــود در ک…

منگـر بـه چـشـم کـم بـه دل داغـدار مافـانوس شـمـع طـور بـود لـالـه زار مـا
آیـد اگـر چــه قـطــره مـا خــرد در نـظــرآن بــحــر بــیـکــنـار بــود در کـنـار مـا
هر چـند همچو آبـله در ظاهریم خشکدر پــرده دل اسـت گـره، نـوبــهـار مـا
آب گهر به خشک لبـان می کند سبیلدریـا تــرســت از مـژه اشــکــبــار مـا
در قـلـزمی کـه آب گـهر را قـرار نیسـتسـاکن شود چـگونه دل بـی قرار ما؟
شق می کند ز شوق، گریبان سنگ رادر جستجوی سوخته جانان شرار ما
چـندین هزار خـانه زین می شود تـهیچـون پـای در رکاب نهد شـهسـوار ما
از اعـتـبــار اگـر دگـران مـعـتـبــر شـونـددر تــرک اعــتــیـاد بــود اعــتــبــار مـا
تـمکین ماست مهر لب خـصم هرزه نالسـیلاب را خـموش کـند کـوهسـار ما
نقـصـی بـه ما نمی رسـد از بـوتـه گدازداغ اسـت آتـش از زر کـامل عـیار مـا
چون سایه هما که فتـادن عروج اوستز افـتـادگـی زیـاده شـود اعـتـبــار مـا
چـون لاله ایم اگر چـه جـگرگوشـه بـهاربـاشد بـه نان سـوخـتـه خـود مدار ما
ما را تـوقع صـله صـائب ز خـلق نیسـتکـز ذوق کـار خـویش بـود مزد کـار مـا

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج