فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 اردیبهشت 1403

شماره ٧٦٥: خامی بود سر از پی دنیا گذاشتن

خــامـی بــود سـر از پــی دنـیـا گـذاشـتــنکاین صید رام می شود از وا گذاشتـنبــی انـتـظـار دامـن سـاحـل گـرفـتـن اسـتچـون موج دست بـر دل دریا گذاشتـند…

خــامـی بــود سـر از پــی دنـیـا گـذاشـتــنکاین صید رام می شود از وا گذاشتـن
بــی انـتـظـار دامـن سـاحـل گـرفـتـن اسـتچـون موج دست بـر دل دریا گذاشتـن
دل را ز اشـک تــلـخ ســبــکـبــار مـی کـنـدسـر بـر خـط پـیاله چـو مینا گـذاشـتـن
دیـوانـه ای، ز ســنـگ مـلـامـت مـتــاب رویبـازیچه نیست سلسله بـر پا گذاشتن
تـا هست سنگ در کف طفلان شهر و کویدیوانگی است روی به صحرا گذاشتن
ای عشق، خود بگوی کز انصاف دور نیستمـا را بــه اخـتـیـار خـرد واگـذاشـتــن؟
در عــالـمـی کـه عــبــرت ازو مـوج مـی زنـدنتـوان مدار خـود بـه تـماشـا گذاشتـن
سـرسـبـز بـاد خـامه صائب که حـق اوسـتسـر در ره سـخـن عوض پـا گذاشـتـن

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج