فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 اردیبهشت 1403

شماره ٧٥٩: در آتش است نعل می ناب دیگران

در آتــش اســت نـعــل مــی نــاب دیـگــرانرنگین مسـاز خـانه ز اسبـاب دیگراناشـکی که شـورید از دل غمگین غبـار داردخـوشتـر بـود ز گوهر سـیراب دیگرانبـید…

در آتــش اســت نـعــل مــی نــاب دیـگــرانرنگین مسـاز خـانه ز اسبـاب دیگران
اشـکی که شـورید از دل غمگین غبـار داردخـوشتـر بـود ز گوهر سـیراب دیگران
بـیداریی کـه جـمـع شـود بـا خـیال دوسـتصد پرده به بود ز شکر خواب دیگران
پــهــلــوی لــاغــری کــه کــنــد کــار بــوریـاخوشتر بـود ز بـستر سنجاب دیگران
تــا هـسـت نـم ز خـون جــگـر در پــیـالـه املـب تـر نمی کـنم ز می ناب دیگـران
تـا می تـوان ز رخـنه دل فـتـح بـاب جـسـتحاجت نمی بـریم بـه محراب دیگران
تـا مـی تـوان نمـود قـناعـت بـه آب خـشـکهرگز مجـوی طـعـمه ز قـلاب دیگران
بــا آبــرو بــسـاز کـه چـون آب تــلـخ و شـورگـردد زیاده تـشـنـگـی از آب دیگـران
بـاشـد ز خـود چـو گـوهر شـب تـاب نور منمـسـتـغـنیم ز پـرتـو مـهتـاب دیگـران
چـون خـانـه ای بـود کـه بـرآرد ز خـویش آبگردد دکـان هر کـه بـه دولاب دیگران
آن دست خشک باد که همچون سبو نشددسـت تـسـلی دل بـی تـاب دیگران
صائب مرا ز نام چـه حـاصل، که چـون نگینتـر می کنم زمین خـود از آب دیگران

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج