فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 تیر 1403

شماره ٧٥٤: آماده است از دل پر خون شراب ما

آمـاده اســت از دل پــر خــون شــراب مـادر آتـش اسـت از جـگـر خـود کـبـاب مـاهـر چـنـد زیـر تـیغ حـوادث نـشـسـتـه ایمچـون جـوهـر آرمـیده بـود پـیچ و ت…

آمـاده اســت از دل پــر خــون شــراب مـادر آتـش اسـت از جـگـر خـود کـبـاب مـا
هـر چـنـد زیـر تـیغ حـوادث نـشـسـتـه ایمچـون جـوهـر آرمـیده بـود پـیچ و تـاب مـا
مـا از خـیـال یـار پــریـخــانـه گـشـتــه ایـمیوسف خجل شود چو درآید به خواب ما
شـرمی کـه ما ازان گل رخـسـار دیده ایممشکل که بـی نقاب درآید بـه خـواب ما
در پـرده چشم شوخ همان جلوه می کندمـوج خـطـر چـه کـار کـند بـا حـبـاب مـا؟
شـبـنم بـه آفـتـاب قـیامت چـه می کـند؟زنـهـار رو مــتــاب ز چــشــم پــر آب مــا
رقــص ســپــنــد از دل آتــش بــرد غــبــارغـافـل مـبــاش از دل پــر اضــطــراب مـا
خامی شفیع اگر نشود کار مشکل استخـونـهـا کـه کـرد در دل آتـش کـبـاب مـا
از روی تـازه، عذر لب خـشک خـواسـتـیمنومـید بـرنگـشـت کـسـی از سـراب مـا
ما را نظر بـه حـسن گلوسوز گردن اسـتهست این بـیاض از دو جهان انتخاب ما
از خـشـت خـم هزار در فـیض می گشـودروزی کــه بــود در گـرو مـی کــتــاب مـا
مـا را نگـاه گـرم بـر آتـش نشـانـده اسـتدل می بـرد چو موی میان پـیچ و تاب ما
از آبــگـیـنـه پـشـت بــه دیـوار داده اسـتســیـمـاب از مـشــاهـده اضــطــراب مـا
از شـوق آتـش تـو سـرانـجـام داده اسـتچـندین کـمـند از رگ خـامـی کـبـاب مـا
دارد ز خــوابــهــای پــریـشــان مــا خــبــراز سـرکشی اگر چـه نیاید بـه خـواب ما
صـائب هـزار حـیـف کـه چـون در شـاهـوارلـب تـر نـکـرد سـوخـتـه جـانـی ز آب مـا

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج